معنی دورود
15 بازدید
[ دُ ] (اِخ) قصبهٔ مرکز بخش دورود از شهرستان بروجرد کنار راه آهن طهران به اهواز. موقعیت: کوهستانی سردسیر دارای ۶۵۰۰ تن سکنه. آب آن از چشمه و قنات. محصول عمدهٔ آنجا غلات و پنبه و تریاک و حبوب. ادارات دولتی بخش دورود عبارت است از بخشداری، شهرداری، شهربانی، پست و تلگراف، دارائی، غله، آمار، بهداری، کشاورزی و ایستگاه. سه دبستان و در حدود ۲۰۰ باب دکان دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).[ دُ ] (اِخ) نام یکی از بخشهای شهرستان بروجرد است. این بخش محدود است از شمال به بخش سربند اراک و بخش مرکزی بروجرد از جنوب به دهستان زلقی -از خاور به بخش الیگودرز- از باختر به شهرستان خرم آباد. موقعیت طبیعی بخش: کوهستانی و هوای آن سردسیر و سالم است. آب قراء بخش از چشمه ها و قنوات تأمین می شود. محصول عمدهٔ آن غلات، پنبه، تریاک، چغندر قند و حبوبات است. این بخش از سه دهستان به نام کاغذ. ژان. حشمت آباد تشکیل شده. آبادی آن ۷۶ و جمعیت بخش در حدود ۲۴۶۰۰ نفر است. مرکز بخش قصبهٔ دورود است. ایستگاه دورود یکی از ایستگاههای مهم بین اراک و اهواز میباشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).[ دُ ] (اِخ) دهی از دهستان اورامان بخش زراب شهرستان سنندج. در ۹ هزارگزی شمال باختر زراب و هزارگزی باختر راه اتومبیل رو مریوان به زراب، ۲۹۰ تن سکنه. آب آن از چشمه و رودخانهٔ زراب است. در کوه غربی این ده غاری به نام غار ابدالان وجود دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «دورود»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ود» برای سرودن شعر