معنی دورنظر
7 بازدید
[ نَ ظَ ] (ص مرکب) شیئان. (منتهی الارب). دورنگر. دوربین. دوراندیش. مآل اندیش : به دیدهٔ خرد زودیاب دورنظر همی ببیند مغز اندر استخوان سخن.سوزنی.
کلمات همقافیه با «دورنظر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ظر» برای سرودن شعر