معنی دورسیر
6 بازدید
[ سَ / سِ ] (ص مرکب) دورگرد. (آنندراج). که در مسافتی دور سیر و گردش کند: غیرت غیر از قدرش دورسیر پاک چو امکان تغیر چو غیر. امیرخسرو دهلوی (از آنندراج). و رجوع به دورگرد شود.
کلمات همقافیه با «دورسیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر