معنی دورزن
6 بازدید
[ زَ ] (نف مرکب) دورپرتاب. دورانداز. تفنگ و جز آن که از فاصلهٔ دور بزند. تفنگ و اسلحهٔ دیگر که از مسافت دور بر هدف اصابت کند. که پرتاب دور دارد: که تیررسی دور دارد؛ توپ دورزن؛ تفنگ دورزن. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «دورزن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زن» برای سرودن شعر