معنی دورخولی
6 بازدید
[ ] (اِ مرکب) نوعی از سوسن صحرایی. (ناظم الاطباء). دلبوث است. (تحفهٔ حکیم مؤمن). دورحوله. دلبوث. سوسن احمر. (یادداشت مؤلف). نوعی از سوسن صحرایی است و آن را به عربی سیف الغراب خوانند چه برگ آن به شمشیر ماند. (برهان) (آنندراج). رجوع به دورحوله شود.
کلمات همقافیه با «دورخولی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر