معنی دورحوله
6 بازدید
[ حِ وَ لَ / لِ ] (اِ مرکب) دورحولی. دلبوث. سیف الغراب. سوسن احمر. سنخار. ماخاریون. فاسغانیون. سوسن بری. کسیفیون. (یادداشت مؤلف). رجوع به مترادفات کلمه شود.
کلمات همقافیه با «دورحوله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر