معنی دودگرفتگی
7 بازدید
[ گِ رِ تَ / تِ ] (حامص مرکب) حالت و چگونگی دودگرفته. دودزده. دودآلودی. (ناظم الاطباء). دودگنی: کتن؛ دودگرفتگی خانه. (منتهی الارب). رجوع به دودآلود شود.
کلمات همقافیه با «دودگرفتگی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گی» برای سرودن شعر