معنی دودهنگ
7 بازدید
[ هَ ] (اِ مرکب) دودآهنگ. دودهنج. دودآهنج. (از ناظم الاطباء) (از برهان): آن جنت ارم بین چون دودهنگ نمرود وآن کعبهٔ کرم بین چون بادیه مشمر. شرف شفروه. کآن باز را که قلهٔ عرش است جای آن در دودهنگ خاک خطا باشد آشیان. خاقانی. رجوع به دودآهنج و دودآهنگ در همهٔ معانی شود.
کلمات همقافیه با «دودهنگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نگ» برای سرودن شعر