معنی دودرنگ
6 بازدید
[ رَ ] (ص مرکب) تیره به رنگ دود. دودی : بدو گفت کاین دودرنگ دراز نشسته بر این ابلق سرفراز.فردوسی. کند ز اهرمن دودرنگ خاکستر چو سازد آتش و قاروره ز آسمان شهاب. خاقانی.
کلمات همقافیه با «دودرنگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نگ» برای سرودن شعر