معنی دودر

معنی دودر

6 بازدید
[ دُ دَ ] (اِ) دگمهٔ قبا. (ناظم الاطباء). تکمه. (آنندراج). || سگک کمربند. (ناظم الاطباء). || گوی گریبان را گویند. (آنندراج).
[ دُ دَ ] (ص مرکب) هرچه دارای دو تا در باشد چون تیم و سرا و خانه و غیره : از شمار تو کس طرفه بمهر است هنوز وز شمار دگران چون در تیم دودر است. لبیبی. - خانهٔ دودر؛ که دارای دو مدخل و باب است : همیشه ناخوش و بی برگ و بینوا باشد کسی که مسکن در خانهٔ دودر دارد. ناصرخسرو. گیتی چو دودر خانه است او را آغاز یکی در دگر در انجام.ناصرخسرو. دنیا را چون خانه ای یافتم دودر، از دری درآمدم و از در دیگر بیرون شدم. (کلیات سعدی مجلس ۴ ص ۱۲). || کنایه است از دنیا: دویست و پنجه و سه سال عمر کرد چو هود به دست مرگ زبون شد درین سرای دودر. ناصرخسرو. - کاروانسرای دودر؛ کنایه از دنیاست. (یادداشت مؤلف). || (اِ) نشان. || هر چیز به هم پیچیده مانند جوشک و زنجیر و طناب. (ناظم الاطباء).
[ دُ دَ ] (اِخ) (مدرسهٔ...) مدرسه ای در مشهد، دارای تزیینات کاشیکاری و گچبری. مورخ ۸۴۳ هـ . ق. نوشتهٔ سردر به نام شاهرخ پسر امیر تیمور است (سابقاً مدرسه را مدرسهٔ شاهرخ نیز می خواندند) و در سالهای اخیر ترمیم شده است. (از دایرة المعارف فارسی).

کلمات هم‌قافیه با «دودر»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «در» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید