معنی دودخورده
5 بازدید
[ خوَرْ / خُرْ دِ ] (ن مف مرکب) دودخورد. آنکه یا آنچه دود بدان خورده است. دودزده. - دود چراغ خورده؛ آنکه در تحصیل علم و کمال شبهای درازی را به مطالعهٔ کتب گذرانده است. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «دودخورده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر