معنی دودخوار
7 بازدید
[ خوا / خا ] (نف مرکب، اِ مرکب) مطبخی و گلخن تاب. (ناظم الاطباء) (از برهان). || غلیان کش و تنباکوکش. (ناظم الاطباء) (برهان). || نام پروانه ای که دور چراغ می گردد. (ناظم الاطباء). نام پرنده ای است. (برهان).
کلمات همقافیه با «دودخوار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر