معنی دوخواهران
7 بازدید
[ دُ خوا / خا هَ ] (اِخ) دو ستارهٔ شعرای شامی و شعرای یمانی. (منتهی الارب). شعریان. دوخواهر. اختاسهیل. دوپیکر. جوزا. (یادداشت مؤلف). رجوع به دوخواهر شود.[ دُ خوا / خا هَ ] (اِخ) دهی است از دهستان کاغهٔ بخش دورود شهرستان بروجرد. واقع در ۱۵ هزارگزی شمال دورود کنار راه مالرو تنوردر به خشاب. دارای ۱۳۸ تن سکنه. آب آن از قنات و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).[ دُ خوا / خا هَ ] (اِخ) دهی است از دهستان سربند بالا بخش سربند شهرستان اراک. در ۵۵ هزارگزی جنوب باختری آستانه و ۱۸ هزارگزی بروجرد و خرم آباد. دارای ۲۵۷ تن سکنه. آب آن از رودخانهٔ چوبدر است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).[ دُ خوا / خا هَ ] (اِخ) دهی است از دهستان کزاز بخش سربند شهرستان اراک. واقع در ۶ هزارگزی خاور آستانه و هزارگزی خاور راه آهن. با ۱۲۳ تن سکنه. آب آن از چشمه. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).
کلمات همقافیه با «دوخواهران»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر