معنی دوتیغهباز
7 بازدید
[ دُ غَ / غِ ] (نف مرکب) آنکه با دو تیغ بازی کند و این رسمی است سپاهیان هند را. (آنندراج): به سینهٔ صف اعدا که خیل مورانند دوتیغه باز چو نوک زبان مار افتاد. طالب آملی (از آنندراج). - دوتیغه باز بهادری؛ دو تیغه بازی. به دو دست تیغ زدن. (از آنندراج). - زخم دوتیغه باز؛ نهایت تازه. (آنندراج): ای صبح آه سرد تو از انتظار کیست زخم دوتیغه باز تو از ذوالفقار کیست. صائب (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «دوتیغهباز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر