معنی دوتخمه
7 بازدید
[ دُ تُ مَ / مِ ] (ص نسبی) خشوک و حرامزاده. (ناظم الاطباء). || مولودی که پدر آن سیاه و مادر آن سپید بود و بالعکس. || هر حیوان و نباتی که از دو جنس مختلف بوجود آمده باشد. (ناظم الاطباء). اکدش. اسب دوتخمه. دورگه. که پدر عربی و مادر ترکمانی دارد. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «دوتخمه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مه» برای سرودن شعر