معنی دوتاره
7 بازدید
[ دُ رَ / رِ ] (ص نسبی، اِ مرکب) دوتار. دوتا. سازی است ایرانی. (یادداشت مؤلف). || دوتارهٔ کربرکه ای؛ قماشی که از هند می آورده اند. (یادداشت مؤلف): چندی راه هندوستان پیموده مانند شمسی دو سالوی و ساغری و دو چنبری و بیرم سلطانی و دوتارهٔ کربرکه ای. (نظام قاری ص ۱۵۲). دوتاره ز کربرکه آمد برون دگر چونه و شیله از حد فزون.نظام قاری. آبی دگر دوتارهٔ کربرکه ای گرفت تا روی بازشست ز سالوی قندهار. نظام قاری.
کلمات همقافیه با «دوتاره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر