معنی دوبحری
6 بازدید
[ دُ بَ ] (ص نسبی) (اصطلاح عروضی) دوبحر. (یادداشت مؤلف). ملون. ذوبحرین. رجوع به دوبحر شود.
کلمات همقافیه با «دوبحری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر