معنی دوبحر
7 بازدید
[ دُ بَ ] (ص مرکب) (اصطلاح عروضی) دوبحری. شعری که در دو بحر عروضی ساخته و خوانده شود و آن را ملون و ذوبحرین نیز خوانند. مانند بیت زیر که هم می توان به صورت «مفتعلن مفتعلن فاعلن» تقطیع کرد و بحر سریع مطوی موقوف دانست و هم به صورت «فاعلاتن فاعلاتن فاعلن» خواند و بحر رمل مسدس محذوف شمرد. (از یادداشت مؤلف): ای مه شکرلب شیرین دهن ای بت سنگین دل سیمین ذقن. - دوبحر زدن؛ شعر گفتن به نوعی که به دوبحر توان خواند و این از محسنات است. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «دوبحر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حر» برای سرودن شعر