معنی دوبامه
7 بازدید
[ دُ مَ / مِ ] (ص نسبی) دوبرجی. کبوتری که در یک برج قرار نگیرد. (آنندراج). دوبرجه : جایی نمی روم ز در و بام این حرم نی زآن کبوتران دورنگ دوبامه ام. سنجر کاشی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «دوبامه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مه» برای سرودن شعر