معنی دوباروج
5 بازدید
[ دُ ] (اِ) کاکنج است. (از تحفهٔ حکیم مؤمن) (از اختیارات بدیعی). دوایی است که آن را عروس در پرده گویند و کاکنج همان است. و با «خاء» هم به نظر آمده (یعنی دوباروخ). (از برهان) (آنندراج). کاکنج. عروس پس پرده. (از ناظم الاطباء). رجوع به کاکنج شود. || عنب الثعلب. تاجریزی. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «دوباروج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وج» برای سرودن شعر