معنی دوالک
10 بازدید
[ دَ لَ ] (اِ) اشنه. دواله. دوالی. آلک. (ریاض الادویة) (بحر الجواهر). نام دارویی خوشبوی. (برهان) (از غیاث) (از آنندراج).[ دَ لَ ] (اِ مصغر) تصغیر دوال است. (برهان). || دوالی را گویند که بدان قمار بازند. (برهان) (غیاث). || نوعی از قماربازی است که به دوال چرم می بازند. (غیاث) (آنندراج). رجوع به دوالک بازی شود. - بازی دوالک؛ کنایه از مکر و حیله و نیرنگ سازی است : با معجز انبیا چه باشد زراقی و بازی دوالک.ابوالفرج رونی.
کلمات همقافیه با «دوالک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لک» برای سرودن شعر