معنی دوالانداز
5 بازدید
[ دَ اَ ] (نف مرکب) کمندانداز. که کمند در گردن کسی افکند: رگ آن خون بر او دوال انداز راست چون زنگی دوالک باز.نظامی.
کلمات همقافیه با «دوالانداز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر