معنی دواتی
6 بازدید
[ دَ ] (ص نسبی) دوات دار. (مهذب الاسماء) (دهار). دویدار. صاحب الدوات. دوات دار. دویت دار. (یادداشت مؤلف): سوری... گوید: ای دواتی خریطه ای کاغذ حاضر کن دواتی فرمان را به انقیاد و امتثال مقابل گردانید سوری آن قبالهٔ بیست هزار درم پاره کرد. (تاریخ بیهق). رجوع به دوات دار شود.[ دَ ] (اِخ) رجوع به منصوربن قراتکین شود.
کلمات همقافیه با «دواتی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تی» برای سرودن شعر