معنی دواتگر
5 بازدید
[ دَ گَ ] (ص مرکب) آن که دواتها را بسازد، و دویت گر امالهٔ آن. (آنندراج). دواتساز. || آنکه از برنج ظرفهای چون آفتابه و سماور و سینی و گلدان و غیره کند و نیز ظروف فلزین را آب نقره دهد. آنکه از فلزات چون نقره و طلا و روی و برنج، ادوات و آلات و اوانی کند. زرگر. - بازار دواتگران؛ نام بازاری به تهران. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «دواتگر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گر» برای سرودن شعر