معنی دوائیة
6 بازدید
[ دَ ئی یَ ] (ع ص نسبی) دوایی. دارویی. تأنیث دوائی. (یادداشت مؤلف): و له [ لخشکنجبین ] رائحة دوائیة. (تذکرهٔ ابن بیطار). رجوع به دارویی و دوایی شود.
کلمات همقافیه با «دوائیة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر