معنی دوائر

معنی دوائر

7 بازدید
[ دَ ءِ ] (ع اِ) جِ دائرة. (ناظم الاطباء) (آنندراج) (غیاث) (از اقرب الموارد). جِ دایره. (یادداشت مؤلف). رجوع به دائره و دایره شود. - دوائر ازمان؛ مدارات روزانه را گویند. (از کشاف اصطلاحات الفنون). - دوائر فلکی؛ دوایر عظام، یعنی دایره های کلان که فلک را تنصیف می نمایند و همگی ده اند: اول -دایرهٔ معدل النهار. دوم -دایرهٔ منطقةالبروج. سوم -دایرهٔ مارّة بالاقطاب الاربعه. چهارم -دایرهٔ میل. پنجم -دایرهٔ عرض. ششم -دایرهٔ افق. هفتم -دایرهٔ نصف النهار. هشتم -دایرهٔ اول السموات. نهم -دایرهٔ ارتفاع. دهم -دایرهٔ وسط السماء الرؤیة. و سوای اینها دوائر صغارند، یعنی دایره های کوچک که فلک را برابر دونیم نمی سازند و آنها بسیارند. (غیاث) (آنندراج). || (اصطلاح دیوان) دایره ها. شعبه ها. قسمتهای اداری. - دوائر سرکار؛ (اصطلاح دیوان) در دوران صفویه، قسمت اعتبارات که عواید ولایت تحت نظارت وی گرد می آمده. (از سازمان اداری حکومت صفویه ص ۲۱۳). رجوع به دایره شود. || (اصطلاح عروض) دایره های عروضی. دوایر عروضی. رجوع به دوایر عروضی شود.

کلمات هم‌قافیه با «دوائر»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ئر» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید