معنی دواءالمسک

معنی دواءالمسک

6 بازدید
[ دَ ئُلْ مِ ] (ع اِ مرکب) (اصطلاح داروسازی) نوعی است از معجونهای خوشبوی. (مهذب الاسماء) (از غیاث) (از آنندراج). دارویی است که از ترکیب و امتزاج مصطکی، دارچین، قرنفل، سنبل، سک، کبابه، گوزبوا، قاقله، سعد، قشورالاترج، عود خام، زعفران، دارفلفل، تخم بادرنجبوی، تخم فلنجمشک، تخم مرزنگوش، زنجبیل، از هر یکی پنج درمسنگ کهربا، بسد، ابریشم خام، ساذج هندی، درونج، زرنباد، از هر یکی پنج درمسنگ، مشک دو مثقال همه را بپزند و نگاه دارند و هلیلهٔ کابلی مقشر ده استار اندر یک من تر کنند و یک شبانه روز بنهند دیگر روز بپزند تا دو بهر آب برود و بپالایند و یک من و نیم انگبین مصفا برافکنند و به قوام آرند و بنهند تا نیم گرم شود و داروها بسرشند، شربت یک مثقال تا پانزده درمسنگ با شراب سیب شیرین. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی): زآب و خاک سارقیه تا صفینه پیش چشم بس دواءالمسک و تریاقا که اِخْوان دیده اند. خاقانی. - دواءالمسک حُلْو؛ معجونی است مرکب از مروارید ناسفته و کهربا و سنبل الطیب و چند داروی دیگر که در عسل خام بسرشند. (از تحفهٔ حکیم مؤمن). - دواءالمسک مُر؛ معجونی است مرکب از افسنتین روم و صبر سقوطری و ریوند چینی از هر یک هشت درمسنگ که با عسل خام بسرشند. (از تحفهٔ حکیم مؤمن).

کلمات هم‌قافیه با «دواءالمسک»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «سک» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید