معنی ده گزمه
7 بازدید
[ دِهْ گَ مِ ] (اِخ) دهی است از بخش میان کنگی شهرستان زابل. واقع در ۲۳هزارگزی جنوب ده دوست محمد نزدیک مرز افغانستان. سکنهٔ آن ۲۵۰ تن. آب آن از رودخانهٔ هیرمند تأمین می شود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).[ دِهْ گَ مِ ] (اِخ) دهی است از بخش میان کنگی شهرستان زابل. واقع در ۱۵هزارگزی باختر ده دوست محمد. سکنهٔ آن ۲۷۵ تن. آب آن از رودخانهٔ هیرمند تأمین می شود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
کلمات همقافیه با «ده گزمه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مه» برای سرودن شعر