معنی ده گردو
8 بازدید
[ دِهْ گِ ] (اِخ) دهی است از دهستان صغاد بخش مرکزی شهرستان آباده. واقع در ۴۲هزارگزی باختر آباده. سکنهٔ آن ۱۵۰ تن. آب آن از قنات تأمین می شود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷). قریه ای است در دوازده فرسنگی شمالی آسپاس. (فارسنامهٔ ناصری).
کلمات همقافیه با «ده گردو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دو» برای سرودن شعر