معنی ده گانه
7 بازدید
[ دَهْ نَ ] (ص نسبی، اِ مرکب) ده تایی. || دهگانی : آن قدر دهگانه ای کان پنج دهقان می دهند هم دعاگویانش را باید که آن مزد دعاست. خاقانی. چو دهگانه ای ماند از آن زر به جای در آن دستکاری بیفشرد پای.نظامی. و رجوع به دهگانی شود.
کلمات همقافیه با «ده گانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر