معنی ده کبود

معنی ده کبود

6 بازدید
[ دِهْ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان نورعلی بخش دلفان شهرستان خرم آباد. واقع در ۱۲هزارگزی شمال نورآباد. دارای ۲۴۰ تن سکنه می باشد. آب آن از چشمهٔ مرادجان تأمین می شود. ساکنین از طایفهٔ چواری هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
[ دِهْ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان دروفرامان بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان. واقع در ۳۲هزارگزی خاور کرمانشاه. سکنهٔ آن ۲۵۰ تن. آب آن از قنات تأمین می شود. از سلیمانیه اتومبیل می توان برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).

کلمات هم‌قافیه با «ده کبود»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ود» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید