معنی ده پیر
6 بازدید
[ دِهْ ] (اِخ) نام یکی از دهستانهای حومهٔ شهرستان خرم آباد. این دهستان در شمال شهر واقع و محدود است از خاور به دهستان چقلوندی از باختر به دهستان ویمله. از شمال به بخش سلسله. از جنوب به دهستان کرگاه بخش ویسان. آب آن از رودخانهٔ خرم آباد و قنوات و چشمه سارهای متعدد. از ۳۰ آبادی تشکیل گردیده و جمعیت آن در حدود ۷۸۰۰ نفر و ساکنین از طوایف حسنوند، بیرالوند، کمالوند و سادات می باشند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).[ دِهْ ] (اِخ) دهی است از دهستان ززو ماهرو بخش الیگودرز شهرستان بروجرد. واقع در ۶۰هزارگزی جنوب باختری الیگودرز، دارای ۱۹۹ تن سکنه است. آب آن از چشمه و قنات تأمین می شود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).[ دِهْ ] (اِخ) دهی است از دهستان باوند نور بخش مرکزی شهرستان شاه آباد. واقع در ۳۴هزارگزی شمال خاوری شاه آباد. سکنهٔ آن ۱۳۵ تن. آب از نهر کاشنبه تأمین می شود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «ده پیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر