معنی ده مهتر
7 بازدید
[ دِهْ مِ تَ ] (اِ مرکب) کدخدا. ده مه. رئیس ده. دهخدا. کلانتر ده. (یادداشت مؤلف): بدو گفت من دخت ده مهترم از ایرا چنین خوب و گندآورم.فردوسی. بشد مهر بیداد و رامشگران بیاورد چندی ز ده مهتران.فردوسی. چو شه در ده سرپرستان رسید دهی دید و ده مهتری را ندید.نظامی. و رجوع به دهخدا شود.
کلمات همقافیه با «ده مهتر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تر» برای سرودن شعر