معنی ده ملا
7 بازدید
[ دِهْ مُ لْ لا ] (اِخ) نام نهری است. این نهر به امر رضاشاه از سرآب صالحک تا ده ملا بیش از سی و ششهزار گز امتداد یافت و جمله آبادیهای اطراف که دیم کار و فقیر بودند به زراعت آبی پرداختند. سپس آن نهر را تا هندیجان نیز ممتد ساختند. (یادداشت مؤلف).[ دِهْ مُ لْ لا ] (اِخ) دهی است مرکز دهستان ملابخش هندیجان شهرستان بهبهان. واقع در ۲۶هزار گزش شمال باختری هندیجان. دارای ۹۹۰ تن سکنه. آب آن از رودخانهٔ زهره تأمین می شود. ساکنین از طایفهٔ آل ابوکر هستند. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).[ دِهْ مُ لْ لا ] (اِخ) دهی است از دهستان جاپلق بخش الیگودرز شهرستان بروجرد. واقع در شمال الیگودرز. دارای ۱۵۴ تن سکنه. آب آن از قنات است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).[ دِهْ مُ لْ لا ] (اِخ) دهی است از دهستان احمدآباد بخش فریمان شهرستان مشهد. واقع در ۴۲هزارگزی شمال باختری فریمان. دارای ۱۰۵ تن سکنه. آب آن از قنات تأمین می شود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).[ دِهْ مُ لْ لا ] (اِخ) نام یکی از دهستانهای بخش هندیجان شهرستان خرمشهر است. این دهستان در جنوب رودزهره واقع و محصول آن غلات دیمی و شغل اهالی زراعت و گله داری است و از ۶ قریهٔ بزرگ و کوچک تشکیل شده است. جمعیت آن در حدود ۱۶۰۰ تن است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).[ دِهْ مُ لْ لا ] (اِخ) دهی است جزء دهستان زیراستاق بخش مرکزی شهرستان شاهرود. واقع در ۲۴هزارگزی جنوب باختری شاهرود دارای ۱۷۵۰ تن سکنه. آب آن از قنات و شاهرود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).
کلمات همقافیه با «ده ملا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لا» برای سرودن شعر