معنی ده سلطان

معنی ده سلطان

7 بازدید
[ دِهْ سُ ] (اِخ) دهی است از دهستان از بخش میان کنگی شهرستان زابل. واقع در ۱۵هزارگزی شمال باختری ده دوست محمد. سکنهٔ آن ۱۵۰ تن. آب آن از رودخانهٔ هیرمند تأمین می شود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ دِهْ سُ ] (اِخ) دهی است از دهستان یاطری. واقع در بخش گرمسار شهرستان دماوند در ۱۳هزارگزی خاور گرمسار. آب آن از حبله رود تأمین می شود. سکنهٔ آن ۵۰۰ تن. راه آن اتومبیل رو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).

کلمات هم‌قافیه با «ده سلطان»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید