معنی ده سرد
8 بازدید
[ دِهْ سَ ] (اِخ) یکی از دهستانهای بخش بافت شهرستان سیرجان. جمعیت آن در حدود یک هزار تن و محدود است از طرف شمال به دهستان دشت آب و از خاور به دهستان کوشک و از جنوب به دهستان خبر. این دهستان وسط دو کوه واقع و هوای آن گرم معتدل است. شغل سکنه زراعت و مالداری است از ۱۴ آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده است. مرکز دهستان قریهٔ ده سرد می باشد. که در سی هزارگزی شمال دولت آباد واقع است و دارای ۲۰۰ تن سکنه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
کلمات همقافیه با «ده سرد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر