معنی ده سرخ

معنی ده سرخ

6 بازدید
[ دِهْ سُ ] (اِخ) دهی است از دهستان جوانرود بخش پاوهٔ شهرستان سنندج. واقع در ۴۰هزارگزی جنوب خاوری پاوه. سکنهٔ آن ۲۷۵ تن. آب آن از چشمه تأمین می شود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ دِهْ سُ ] (اِخ) دهی است از دهستان ولدبیگی بخش ثلاث شهرستان کرمانشاهان. واقع در ۱۲هزارگزی جنوب خاوری نهرآب. سکنهٔ آن ۲۰۰ تن. آب آن از چشمه های کوچک متعدد راه آن تابستان اتومبیل می توان برد. ساکنین از ایل ولدبیگی هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ دِهْ سُ ] (اِخ) دهی است از دهستان چولائی خانه بخش حومهٔ شهرستان مشهد. واقع در ۳۵هزارگزی شمال خاوری مشهد دارای ۵۵۰ تن سکنه است. آب آن از چشمه تأمین می شود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ دِهْ سُ ] (اِخ) دهی است از دهستان پیوه ژن بخش فریمان شهرستان مشهد. واقع در ۵۳هزارگزی شمال فریمان. دارای ۸۴۷ تن سکنه است. آب آن از قنات تأمین می شود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ دِهْ سُ ] (اِخ) دهی است از دهستان گرکن بخش فلاورجان شهرستان اصفهان. واقع در ۲۲هزارگزی جنوب خاوری فلاورجان متصل به شوسهٔ مبارکه به اصفهان. دارای ۱۴۰۶ تن سکنه است. آب آن از زاینده رود تأمین می شود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).

کلمات هم‌قافیه با «ده سرخ»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «رخ» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید