معنی ده دوستمحمدشاه گل
7 بازدید
[ دِهْ مُ حَ مْ مَ گُ ] (اِخ) دهی است از بخش میان کنگی شهرستان زابل. واقع در ۷هزارگزی جنوب باختری ده دوست محمد. سکنه ۲۰۰ تن. آب آن از رودخانهٔ هیرمند تأمین می شود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
کلمات همقافیه با «ده دوستمحمدشاه گل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گل» برای سرودن شعر