معنی ده دوستمحمد
7 بازدید
[ دِهْ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) قصبهٔ مرکز بخش میان کنگی شهرستان زابل در ۲۳هزارگزی شمال خاوری زابل نزدیک مرز افغانستان. طول ۶۱ درجه و ۴۷ دقیقه و ۳۵ ثانیه ارتفاع ۴۸۹ متر. سکنهٔ آن ۴۴۰۸ تن. آب آن از رودخانهٔ هیرمند تأمین می شود. در حدود ۱۰ باب دکان و یک دبستان دارد. از ادارات دولتی بخشداری، پاسگاه مرزی، گمرک دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
کلمات همقافیه با «ده دوستمحمد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مد» برای سرودن شعر