معنی ده دله
6 بازدید
[ دَهْ دِ لَ ] (ص نسبی) کنایه است از بیوفا و هرجایی و کسی که هر دم دل به دیگری دهد و او را بوالهوس خوانند. (از برهان) (از ناظم الاطباء). کنایه از متلون مزاج است. (آنندراج). بلهوس. (غیاث): ای ده دلهٔ صددله دل یکدله کن. || متردد و پریشان خاطر. (غیاث). || آنکه هر لحظه به اعتقادی و کیشی باشد. (از برهان) (از ناظم الاطباء). || کنایه از مردم دلیر و شجاع است. (از آنندراج) (از غیاث). شجاع و دلیر و دلاور. (ناظم الاطباء). بغایت دلیر. (شرفنامهٔ منیری). شجاع و دلیر یعنی کسی که دل او به قدر ده تن باشد. (انجمن آرا).
کلمات همقافیه با «ده دله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر