معنی ده دادن
7 بازدید
[ دَهْ دَ ] (مص مرکب) ده انگشت گشاده به سوی کسی فرود آوردن به معنی خاک بر سرت باد. دو پنجهٔ باز به سوی کسی فرود آوردن به معنی «خاک بر سر تو!». (یادداشت مؤلف). طعن و سرزنش کردن بر کسی به اینکه ده انگشت را مقابل صورت وی حرکت دهند. (ناظم الاطباء). حالتی است که غالباً نسوان در هنگام انزجار طبع و نفرت و تمسخر، ده انگشت خود را بسوی کسی گشاده به روی او حرکت دهند و این علامت طعنه و بیزاری و نفرین کردن بر آن کس است. (انجمن آرا) (آنندراج): ساعتی بر وی نظر کرد از عناد وانگهان با هر دو دستش ده بداد.مولوی. مرکبی را کآخرش تو ده دهی که به شهری مانی و ویران دهی ده دهش اکنون که چون شهرت نمود تا نباید رخت در ویران گشود. ده دهش اکنون که صد بستانت هست تا نمانی عاجز و ویران پرست... همچنین قلاب و خونی ولوند وقت تلخی عیش را ده می دهند.مولوی. || مخالفت کردن و برخلاف گفتن و مکروه داشتن و کراهت داشتن و تنفر داشتن. (ناظم الاطباء). کنایه است از واگشتن و ترک کردن و عیب گرفتن. (انجمن آرا) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «ده دادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر