معنی ده بید

معنی ده بید

7 بازدید
[ دِهْ ] (اِخ) دهی است از دهستان توابع ارسنجان بخش زرقان شهرستان شیراز. سکنهٔ آن ۹۵ تن می باشد. آب آن از قنات تأمین می شود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
[ دِهْ ] (اِخ) دهی است از دهستان همایجان بخش اردکان شهرستان شیراز. واقع در ۳۹هزارگزی جنوب اردکان. سکنهٔ آن ۱۳۵ تن می باشد. آب آن از رودخانهٔ شش پیر تأمین می شود. راه فرعی دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
[ دِهْ ] (اِخ) دهی است از دهستان مرودشت بخش زرقان شهرستان شیراز. واقع در ۲۲هزارگزی زرقان. سکنه است. ۴۵۲ تن می باشد. آب آن از رودخانهٔ سیوند تأمین می شود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
[ دِهْ ] (اِخ) دهی است از دهستان قنقری بالا (علیا) بخش بوانات و سرچهان شهرستان آباده. واقع در۶۰هزارگزی شمال باختر سوریان. سکنه آن ۶۰۳ تن می باشد. آب آن از چشمه و قنات است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).

کلمات هم‌قافیه با «ده بید»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ید» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید