معنی دهکده
7 بازدید
[ دِ کَ دَ / دِ ] (اِ مرکب) به معنی خانهٔ ده یعنی خانه ای که در ده واقع باشد به قلب اضافت. (غیاث) (آنندراج). || قریه. روستا. ده. دیه. ده کوچک. (یادداشت مؤلف). و رجوع به ده شود. || قصبه. (یادداشت مؤلف).[ دِ کَ دَ / دِ ] (اِخ) دهی است از دهستان هکان بخش کوهک شهرستان جهرم. واقع در ۳۰هزارگزی باختر جهرم. سکنهٔ آن ۳۰۰ تن. آب آن از چشمهٔ شور تأمین می شود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
کلمات همقافیه با «دهکده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر