معنی دهکانی
9 بازدید
[ دِ ] (حامص) زراعت و فلاحت و کشاورزی و کشت و زرع. دهقانی. دهگانی. رجوع به دهگانی شود. || کشتزار. (ناظم الاطباء). و رجوع به دهقان و دهقانی شود.
کلمات همقافیه با «دهکانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر