معنی دهن گشادن
6 بازدید
[ دَ هَ گُ دَ ] (مص مرکب) دهان گشادن. دهان باز کردن. گشودن دهان خود یا دیگری. (یادداشت مؤلف). || کنایه است از لب به سخن گشادن. زبان گشادن. باز کردن دهان گفتن را. (یادداشت مؤلف): عجب نیست گر کودکی بی زبان به لفظ می اول گشاید دهان. ظهوری (از آنندراج). - دهن از هم گشادن به گفتن؛ دهان باز کردن برای سخن گفتن : تا نیک ندانی که سخن عین صواب است باید که به گفتن دهن از هم نگشایی. (گلستان).
کلمات همقافیه با «دهن گشادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر