معنی دهناء
5 بازدید
[ دَ ] (ع اِ) میدان. (ناظم الاطباء). || بیابان. (منتهی الارب). || دشت و بیابان دور و دراز بی آب. (ناظم الاطباء). || گیاهی است سرخ. (منتهی الارب) (آنندراج).[ دَ ] (اِخ) دهنا. کویری است میان نجد و یمن و آن را ربع الخالی نیز نام دهند. (یادداشت مؤلف). زمین پهناوری است به بادیةالعرب در دیار بنی تمیم و گویند آن هفت کوه ریگ است. (از ابن خلکان). از دیار بنی تمیم است طولش از حرن سوعه تا رمل بیرین می رسد و با اینکه آب فراوانی ندارد جای پرنعمت و برکتی است. (از معجم البلدان). موضعی است به نجد مر تمیم را. (منتهی الارب) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «دهناء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر