معنی دهمقة
6 بازدید
[ دَ مَ قَ ] (ع مص) شکستن چیزی را و بریدن. || نرم گردانیدن زه را. || نیک پختن طعام را و تنک و نرم گردانیدن. || خام پختن طعام را، از لغات اضداد است. || آراستن و نیک گردانیدن کلام را. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «دهمقة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قة» برای سرودن شعر