معنی دهل‌زن

معنی دهل‌زن

6 بازدید
[ دُ هُ زَ ] (نف مرکب) آنکه دهل زند. آنکه دهل نوازد. دهل نواز. طبال. (یادداشت مؤلف). طبال و دف زن و کسی که طبل می نوازد. (ناظم الاطباء): دهل زن چو شد بر دهل خشمناک برآورد فریاد از آب و خاک.نظامی. کهن شده ست به غزنین فکنده در میدان دهل زنند بر او خود دهل زنان بر در. عنصری. خروس غنوده فروکوفت بال دهل زن بزد بر تبیره دوال.نظامی. دهل زن چو زد بر دهل داغ چرم هوای شب سرد را کرد گرم.نظامی. خوشا هوشیاران فرخنده بخت که پیش از دهل زن ببندند رخت.(بوستان). که ناگه دهل زن فروکوفت کوس بخواند از فضای برهمن خروس.(بوستان). دهل زن گو دو نوبت زن بشارت که دوشم قدر بود امروز نوروز.سعدی.

کلمات هم‌قافیه با «دهل‌زن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «زن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید