معنی دهساء
6 بازدید
[ دَ ] (ع ص) مؤنث ادهس. اکمة دهساء، پشتهٔ سرخ رنگ. ج، دهس، (ناظم الاطباء). ارض دهساء؛ سرخ مایل به سیاهی. (منتهی الارب). || عنز دهساء؛ بز سرخ مایل به سیاهی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). گوسفند سیاه که با سرخی زند. (مهذب الاسماء). || امرأة دهساء؛ زن کلان سرین. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «دهساء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر