معنی دهدهی

معنی دهدهی

6 بازدید
[ دَ دَ ] (ص نسبی) به معنی ده ده باشد که طلا و زر خالص و بی عیب تمام عیار است. (برهان) (از ناظم الاطباء). زر خالص و سره که از ده حصهٔ آن ده حصه طلاست. زر بیست و چهار عیار. (از یادداشت مؤلف). زر خالص. (شرفنامهٔ منیری) (از انجمن آرا). سره و خالص و کامل عیار. زر رایج و کامل عیاری که در آتش نهند مطلق از آن سوخته نشود و کم نگردد و در هندی پاره بانی گویند. (از غیاث) (از آنندراج): بر سر هر نرگسی ماهی تمام شش ستاره بر کران هر مهی یا چو سیم اندوده شش ماه بدیع حلقه حلقه گرد زرّ دهدهی.منوچهری. دهدهی باشد زرّ سخنم گرچه مرا چون نجیبان دگر جامه به زر معلم نیست. خاقانی. این می و جام بین به هم گویی دست شعبده کرده ز سیم دهدهی صرهٔ زرّ شش سری. خاقانی. با من است اینکه در سخن سنجی دهدهی زر دهم نه ده پنجی.نظامی. همه راه او خود پر از گنج بود زر دهدهی سیم ده پنج بود.نظامی. تا دهدهی و غرایبت هست ده پنج زنی رها کن از دست.نظامی. خود زر دهدهی به چنگ آمد در ز دریا گهر ز سنگ آمد.نظامی. پس ز ده یار مبشر آمدی همچون زرّ دهدهی خالص شدی.مولوی. عرصه ای کش خاک زرّ دهدهی است زر به هدیه بردن آنجا ابلهی است.مولوی. || (اصطلاح ریاضی) اعشاری. کسر اعشاری. که ده برابر بزرگتر و کوچکتر شود. رقمی که ده ده بزرگ یا کوچک گردد. (یادداشت مؤلف).

کلمات هم‌قافیه با «دهدهی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «هی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید